هیشکی دوسم نداره... همه بهم میگن شیکم گنده  

 

 اکثر افراد به نوعــــــی تــــــنها هستند.
تنهایی به این معنی نیست که هیچکی دور و ورت نباشه...
تنهایی به این معنیه که اونی که تمام زندگیته برای تو نباشه...

 

 بازي شروع شد... دويدم... دست و پا زدم...
غـرق شدم... دل شکستـم... عاشق شدم...
بيرحم شدم... مهربـان شدم... بچـه بودم...
بزرگ شدم... پير شدم... بازي تمـام شد...
زندگي را باختم!!!

 آدمیزاد....
غرورش را خیلی دوست دارد،
آن را از او نگیرید...
حتی به امانت نبرید...
ضربه ای هم نزنیدش،
چه رسد به شکستن یا له کردن!
آدمی غرورش را خیلی زیاد، شاید بیشتر از تمام داشته هایش، دوست
می دارد؛
حالا ببین اگر خودش، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد، چه قدر
دوستت دارد!
و این را بفهم آدمــــــــــیزاد!

 متدین واقعی به هیچ مذهبی ، به هیچ ملتی ، به هیچ نژادی و به هیچ رنگی تعلق ندارد ... !! 
او به کل { انسانیت } تعلق دارد ... 
" اُشو "

 خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !

خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،
خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد ،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
 

 باز باران..

باز قطره های غم..

دستانم تشنه ی لمس باران..

باز گذر ثانیه ها..

شعله ی امیدی بی نور می شود..

سکوت مرا ننگر....

غرش اسمان را بشنو.این فریاد سکوت..

برق خشم را در سیاهی چشمان او ببین..

اسمان را باور کن..

مرا باور کن..

 اومدم بنویسم بعضی از آدمها خیلی شبیه حیوونها هستند اما.....

وقتی یاد نجابت اسب افتادم
وقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادم
وقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار می مونه
وقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنه
... ... وقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست داره
وقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جفتش میمیره
وقتی ................

به خودم گفتم خیلی نامردیه شیطان صفت رو به حیوون تشبیه کنم....

 

 

 

 عاشق شدم اما دلش کنارم نیست
چشماش یه چیز دیگه رو داره میگه
حالم عوض شده فهمیدنش سخت نیست
اگه هنوزم شک داری کنارت میمونم تا لحظه ی بیقراری

 

و مرا

آنقدر آزردی ..
که خودم کوچ کنم از شهرت ..
بکنم دل ز دل چون سنگت ..
... تو خیالت راحت ..
می روم از قلبت ..
میشوم دورترین خاطره در شب هایت
تو به من می خندی ..
و به خود می گویی:
باز می آید و می سوزد از این عشق
ولی ..
بر نمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد ..
عشق زیباست و حرمت دارد ..
تو بمان ..
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده است ..
سخت بیمار شده است ..
تو بمان در شهرت
 
 

 

" آيــــنه "

با تـــو ام . . .

محــــض رضاي خـــدا براي يــــکبار هم شـــده

به جـــاي چشمـــهايم دلـــم را نشان بـــده

تـــا / بدانــــند /

ديـــوار ِ دلـــم آنقــــدرها هم که فـــکر ميــــکنند

کـــوتاه نيــــست

گاهـــي زيـــادي کـــوتاه ميــــآيم !!!
 

شده تا حالا حس کنی که

یه چیزی راه گلوتو بسته یه سری حرفا رو دلت مونده که

اگه بخوای اونا رو به بگی تنها وتنها خودت سبک و خوار شدی

دلت میخوات فریاد بزنی با تمام وجودت اشک بریزی ولی نتونی

آره اینا حس دله منه....

خسته شدم از بس گول قسم خوردن های بقیه رو خوردم

حرف های بقیه عین چنگال رو قلبم خراش میندازه

همون قلبی ک از عشق یک نفر لبریز شده

کاش هیچ چیزو هیچکسی بین منو عشق نبود

کاش....

کاش رویای بنفشمون مثل قبل بود...

کاش...

سن خودتان را به من نگویید؛ چون ممکن است حقیقت را نگویید.

 

رو راست باشید و به ترتیب جلو برویم، بیشتر از یک دقیقه طول نمی کشد. به ترتیب به پرسش ها پاسخ دهید.

قبل از پاسخ دادن، قول دهید که پرسش ها را از قبل نخوانید.

وقت شما هدر نمی رود (هم فال و هم تماشا) 

 

- قبل از هر چیز ، به خاطر بیاورید که در طول یک هفته چند بار شکلات می خورید (بیش از 1 بار کمتر از 10 بار)

- عدد تعداد شکلات در هفته را ضرب در 2 بکنید.

- جمع آن را به علاوه 5 کنید.

- جمع را ضربدر 50 کنید.

- اگر امسال از تولدتان گذشته جمع را به عدد1760اضافه کنید.

- در غیر این صورت جمع را به 1759 اضافه کنید.

-حالا جمع کل که چهار رقمی است از سال تولد میلادی خودتان کسر کنید.

 

*

*

*

*

*

*

*

*

*

 

شما به یک عدد سه رقمی رسیده اید

اولین عدد : تعداد دفعات خوردن شکلات شما در هفته است.

دو شماره بعد سن شماست.

تعداد صفحات : 26